1- تفاوتی است بین «فن» و «حرفه». «فن» اگر صنعت و هنری باشد که ممکن است ممرّ درآمدی هم برای صاحب فن داشته باشد، «حرفه» شغلی است که درآمد اصلی انسان از آن تأمین می شود.
2- یکی از مشکلاتی که خصوصاً در نسل جوان جبهه فرهنگی با آن مواجهیم این است که به یک هنر و کار به دیده «حرفه» نگاه نمی کنیم. نگاه «تفننی» به مقولات متنوع و پراکنده به همراه یک شغل اداری بعضاً نامرتبط و یک رشته تحصیلی که عمدتاً فنی (!) است منظومه نامنظمی است که بچههای ما را در خود پیچیده است.
3- یک نگاه به نسل اول بچه های هنرمند موفق و اهل فرهنگ انقلاب به ما یادآوری می کند که این اوضاع در خصوص آنها کمتر صدق میکند و زندگی آنها از نظام بیشتری برخوردار است. زندگی قیصر امین پور و زندگی «حرفه»ای اش را مرور کنید: شعرها، کتابها، رشته دانشگاهی، مجله ها، کارهای تحقیقاتی، تدریس. همین ماجرا را درباره سیدحسن حسینی پی بگیرید. یک نمونه زنده اش همین دکتر شکرخواه که روزنامه نگاری را به شکل حرفه ای دنبال کرد و یک محقق ارتباطی شد. مرتضی سرهنگی و بهبودی که همه زندگی شان شد دفتر ادبیات و هنر مقاومت و حالا گنجینه های ادبیات و مقاومت و جنگ ما هستند. مسعود شجاعی کاریکاتوریست، رضا برجی عکاس و... . چند مثال دیگر لازم دارید؟
4- این روزها هم بعضی خودشان را و نسبت بین خود و جبهه فرهنگی را پیدا می کنند. عابس قدسی می فهمد که می خواهد قصه توزیع محصولات را به طور جدی و «حرفه ای» پی بگیرد و موفق هم می شود. رضا امیرخانی هم نویسنده حرفه ای می شود؛ اما بسیاری همچنان علاقه مند به کار تفننی هستند.
5- نوجوانی بودم که این جمله را از آیت الله مشکینی شنیدم: اگر همه زندگی ات را وقف علم نکنی ذره ای از آن را هم به تو نمی دهند. (نقل مضمون) بعدها در کار آزاد هم همین داستان را در وادی اقتصاد تجربه کردم.
6- همیشه برای خیلی از بچه ها سؤال بوده که چرا روزنامه ها و نشریات ما به قوت جریان مقابل نیست. اول به این سؤال من جواب بدهید که مگر ما چند روزنامه نگار «حرفه ای» تربیت کرده ایم؟ البته حرفه ای را همان طور معنی کنید که گفتم. خلاصه اینکه تا نگاه بچه های ما به کار روزنامه نگاری و انتشار نشریه حرفه ای نشده است و آنها میداندار اصلی نشدهاند «راه» حسابی پیدا نخواهد شد.
پی نوشت: یادداشت پایینی آپدیت شده است. نسخه ۵/۱ را ببینید.
- انقلاب کردیم؛ تمام شد؟
- انقلاب شروع است یا پایان؟
- جواب این سؤال را همه میدانیم: آغازی است بر یک پایان. انقلاب واقعهای است که اتفاق میافتد، اما آنچه آن را پایدار و در جامعه نهادینه میکند چیست؟ یک مفهوم کلیدی که بعد از اتفاقهای بزرگ این چنینی و برای امتداد آن در طول زمان به کارمان میآید «باز تولید» است.
-باز تولید معمولاً خود به خود شروع میشود؛ اما خود به خود امتداد نمییابد. اولین بازتولید انقلاب در عرصه حکومتی اتفاق افتاد: بازتولید انقلاب به نوعی حکومت که عنوان «جمهوری اسلامی» گرفت. از همینجهت نباید انقلاب اسلامی را با جمهوری اسلامی یکی گرفت.
- انقلاب وقتی به حد کمالش میرسد که خود را در تمام شئون علمی، زبانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، هنری و ... بازتولید کند و این ظرفیت چه به صورت بالقوه و چه بالفعل در انقلاب اسلامی هست.
- یکی از نکتههایی که در بازتولید انقلاب باید در نظر بگیریم، این است که بازتولید انقلاب را نباید صرفاً امری حکومتی ببینیم. چرا که حکومت خود نیز برساخته و بازتولید انقلاب است. بازتولید بیش از آنکه وظیفهٔ حکومت باشد وظیفهٔ متفکران و دلسوزان انقلاب است.
- حوزه و دانشگاه در ماجرای بازتولید هنوز خیلی عقبتر از آنچه که باید در حال حرکتند. همایش «سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه (1)» باید خیلی زودتر از اینها شکل میگرفت. آن هم خیلی قویتر از اینها.
- اوضاع در برخی از شاخههای هنر و ادبیات البته بهتر است. شعر انقلاب درخشش خوبی داشته و توانسته برای حرفهایی از جنس انقلاب با ابداعات فرمی در قالبها و اوزان (مثل کارهای معلم در مثنوی)، رجوع به قالبهای متروک (همچون رباعیهای حسینی و قیصر) و استفاده از قالبهای امروزی (مثل کارهای شاعران جوان انقلاب) محمل خوبی بسازد. در شاخههای هنری هم کارهای زیادی شده است. ابداع خط معلای حمید عجمی خود اتفاق بزرگی در این عرصه بود. در سینما کارهای بچههای انقلاب و خصوصاً از جوانها میرکریمی به موفقیتهای خوبی دست پیدا کرده است. در کاریکاتور هم اوضاع بسیار بهتر از خیلی عرصههاست.
- «سبک زندگی» از جمله نقاط حساسی است که انقلاب هنوز توفیق چندانی برای حضور در آن را پیدا نکرده است. در حالیکه نمودارهای خارجی انقلاب را میتوانستیم در «سبک زندگی» به خوبی نمایش دهیم.
- نکتهٔ دیگر صورت تجویزی بازتولید است. با مصوبه و اجبار نمیتوان بازتولید را در جامعه اجرا کرد.
- بازتولید انقلاب در بنای «تمدن» مخصوص به خود نیازمند این است که به «معماری و شهرسازی انقلاب اسلامی» نیز توجه کنیم. نه شهرهای ما چونان که بایدند نه آبادیها.(2)
- همانطور که در تئوریهای توسعه بحث توازن طرح میشود، در داستان بازتولید هم اگر توازن وجود نداشته باشد چهرهای که از انقلاب ارائه خواهد شد، کاریکاتوری خواهد بود. این البته باعث نمیشود که بخواهیم جلوی رشد برخی هنرها را بگیریم، بل زنگ خطری است که به کارهای زمین مانده نیز نگاهی بکنیم.
- بسم الله...
پی نوشت:
1- این همایش اوایل بهمن ماه سال جاری در قم برگزار شد.
2- وام از شعر قیصر (با تصرف فراوان!)









