دو اتفاق مهم که اخیرا در حوزه نهضت جهانی اسلام افتاد - ماجرای خبرنگار و حمله به غزه- جنبشهایی را در پی داشت که میتواند مورد مطالعه و دقت قرار بگیرد. در قضیه کفش و خبرنگار پیامکها (SMها)ی ساخته شده که تلفیقی از تبریک عید غدیر و این اتفاق بود، دو مقوله را برای ما گوشزد کرد: یکی صنعت رباعی و ظرفیتهای آن برای دنیای امروز ما و دیگری قابلیت استفاده از سرویس پیامک (SMS) به عنوان یک «رسانهٔ مردمی» در این روزگار. رباعی به عنوان یک قالب مینیمالیستی میتواند نقش خوبی در مناسبات الکترونیکی و شتابزدهٔ ما ایفا کند. دربارهٔ پیامک هم اگرچه ارسال انبوه آن تجویز درستی نیست، اما تولید محتوا و انتشار گوشی به گوشی (معادل face to face!) میتواند به عنوان یک رسانه مطرح شود.
رباعیهای میلاد عرفان پور که حادثه دوم یعنی ماجرای غزه را در کربلا تلفیق کرده بود و انتشار آن در پیامکها، نیز مؤیدی بر گفتهٔ پیشین است.
نکتهٔ دیگر، استفاده از فضای ایتنرنت و قابلیتهای آن بود که کمابیش مورد اسفاده قرار گرفت و نگرفت. در فضای وبلاگها شاهد اتفاقات خوب و انتشار مطالب خوبی بودیم. اما همچنان آنچه در حال جریان است هنوز محدودهٔ کمی از آن چیزی است که میتواند اتفاق بیفتد. پادکست، بازی، کلیپ، بمبهای گوگلی و ... ظرفیتهای استفاده نشده و یا کمتر استفاده شده در این ماجراست.
فراموش نکنیم فضای سایبر بیش از آنکه یکطرفه و ناجونمردانه باشد عرصهٔ رقابت است.
راستی سیامین سال انقلاب در راه است. به فکر هستید؟
ماجراهای اخیر و چند نکته رسانه ای
+ جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 10:43 - رسول حمیدی |









