یک خبر کوتاه
پیشنوشت:
مدتهاست این وبلاگ بهروز نشده است. این مطلب را بعد از این مدت و در گیر و دار کارهای هیأت امروز برای هفتهنامه افق آینده نوشتم که دوهفته پیش چاپ شد. موضوعش توقیف هابیل است. اینجا میگذارم برای دوستانی که آن نشریه دستشان نرسیده است.
خبر كوتاه بود. همين كوتاهي شايد باعث شد كه كسي نشنود و يا اگر هم شنيد به روي خودش نياورد و راه خودش را بگيرد و دنبال كارش برود.
مدتهاست این وبلاگ بهروز نشده است. این مطلب را بعد از این مدت و در گیر و دار کارهای هیأت امروز برای هفتهنامه افق آینده نوشتم که دوهفته پیش چاپ شد. موضوعش توقیف هابیل است. اینجا میگذارم برای دوستانی که آن نشریه دستشان نرسیده است.
خبر كوتاه بود. همين كوتاهي شايد باعث شد كه كسي نشنود و يا اگر هم شنيد به روي خودش نياورد و راه خودش را بگيرد و دنبال كارش برود.
«دوماهنامة هابيل توقيف شد.» همين. بدون پس و پيش. حالا اگر به جاي هابيل يك نشريه سياسي چپي يا راستي بود همين اتفاق ميافتاد؟ يعني خبر همينقدر كوتاه بود؟ من كه فكر نميكنم.
سالها قبل همينطور خبر توقيف «خانه» را شنيديم. خبر توقف انتشار «فتيان» را اصلاً نشنيديم. «نيستان»، «سوره»، «كمان» و چندتاي ديگر را بايد بشمرم؟ نشرياتي كه بالاجبار جاي رفتن روي دكهها راهي آرشيوها و تاريخ شدند. نشرياتي كه جنسشان با نشريات زنجيرهاي فرق ميكرد. هيچكس نميتواند ادعا كند اين نشرياتي كه اسمشان را آوردم به همان راهي ميرفتند كه نشريات زنجيرهاي ولي با همان چوبي رانده شدند كه آن نشريات را زدند.
چه روندي بايد طي شود كه ما كوفتن مُهر توقيف بر پيشاني يك نشريه را با مِهري كه ميتوانستيم نثارش كنيم ترجيح دهيم؟ گفتند انتشار مطالب «خلاف عفت عمومي» يكي از اتهاماتي است كه «هابيل» را به محاق توقيف برد. آيا پرداختن به مباحث نظري امور جنسي در دوماهنامهاي كه مخاطبان آن قشر خاص است و بررسي تاريخي، نظري انقلاب اسلامي و دفاعمقدس وجهة همت ناشران اين نشريه بوده است، خلاف عفت عمومي است؟ كدام عموم؟ اگر قرار بود عفت عمومي با چنين نشريهاي جريحهدار شود آيا مسئولين بعد از گذشت چندين ماه بايد با خبر شوند و دستور توقيف را صادر كنند؟ كجاي كار ميلنگد؟ كار مسئوليني كه قرار است حافظ عفت عمومي باشند يا اصلاً «عفت عمومي» مسئله نيست؟
آيا نبايد به زمينة انتقال و انتشار يك متن توجه كرد؟ مگر كلام الله – بلاتشبيه – از مسائل جنسي سخن نگفته است؟
بچههاي هابيل تا جايي كه من سراغ دارم، دانشجوياني هستند كه در علوم اجتماعي تحصيل ميكنند يا ميكردند. علوم اجتماعي در كشور ما مشكلات خاص خود را دارد كه يكياش بيمسئلگي است. اين بچهها ويژگيشان اين بود كه دنبال مسئله بودند و انشاءالله هستند. مسئلهمحوري لاجرم ورود به مسائل چالشبرانگيز را هم در پي دارد و كيست كه انكار كند مسائلي مثل سربازي، مسائل جنسي، دانش و دانشگاه از مسائل روز و مبتلابه ماست.
اميدوارم مسئلة هابيل، چنان كه از بوي آن پيداست، از زمرة سياستبازيهاي اين روزگار نباشد و ايكاش مسئولان بدانند كه با گوشهنشين كردن فرزندان انقلاب، خيري عايد انقلاب اسلامي نخواهد شد.
سالها قبل همينطور خبر توقيف «خانه» را شنيديم. خبر توقف انتشار «فتيان» را اصلاً نشنيديم. «نيستان»، «سوره»، «كمان» و چندتاي ديگر را بايد بشمرم؟ نشرياتي كه بالاجبار جاي رفتن روي دكهها راهي آرشيوها و تاريخ شدند. نشرياتي كه جنسشان با نشريات زنجيرهاي فرق ميكرد. هيچكس نميتواند ادعا كند اين نشرياتي كه اسمشان را آوردم به همان راهي ميرفتند كه نشريات زنجيرهاي ولي با همان چوبي رانده شدند كه آن نشريات را زدند.
چه روندي بايد طي شود كه ما كوفتن مُهر توقيف بر پيشاني يك نشريه را با مِهري كه ميتوانستيم نثارش كنيم ترجيح دهيم؟ گفتند انتشار مطالب «خلاف عفت عمومي» يكي از اتهاماتي است كه «هابيل» را به محاق توقيف برد. آيا پرداختن به مباحث نظري امور جنسي در دوماهنامهاي كه مخاطبان آن قشر خاص است و بررسي تاريخي، نظري انقلاب اسلامي و دفاعمقدس وجهة همت ناشران اين نشريه بوده است، خلاف عفت عمومي است؟ كدام عموم؟ اگر قرار بود عفت عمومي با چنين نشريهاي جريحهدار شود آيا مسئولين بعد از گذشت چندين ماه بايد با خبر شوند و دستور توقيف را صادر كنند؟ كجاي كار ميلنگد؟ كار مسئوليني كه قرار است حافظ عفت عمومي باشند يا اصلاً «عفت عمومي» مسئله نيست؟
آيا نبايد به زمينة انتقال و انتشار يك متن توجه كرد؟ مگر كلام الله – بلاتشبيه – از مسائل جنسي سخن نگفته است؟
بچههاي هابيل تا جايي كه من سراغ دارم، دانشجوياني هستند كه در علوم اجتماعي تحصيل ميكنند يا ميكردند. علوم اجتماعي در كشور ما مشكلات خاص خود را دارد كه يكياش بيمسئلگي است. اين بچهها ويژگيشان اين بود كه دنبال مسئله بودند و انشاءالله هستند. مسئلهمحوري لاجرم ورود به مسائل چالشبرانگيز را هم در پي دارد و كيست كه انكار كند مسائلي مثل سربازي، مسائل جنسي، دانش و دانشگاه از مسائل روز و مبتلابه ماست.
اميدوارم مسئلة هابيل، چنان كه از بوي آن پيداست، از زمرة سياستبازيهاي اين روزگار نباشد و ايكاش مسئولان بدانند كه با گوشهنشين كردن فرزندان انقلاب، خيري عايد انقلاب اسلامي نخواهد شد.
برچسبها: هابیل, توقیف هابیل
+ شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 17:7 - رسول حمیدی |